جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
و حالا یک حرف دل به زبان آولاکی (ویتنامی)، با زیرنویسهایی به زبانهای متعدد، از "نگوک آن" در آولاک، یا به عبارتی ویتنام داریم:'باشفقت ترین تیم کو تو'، 'استاد کائنات' و تیم محترم سوپریم مستر تلویزیون! بهواسطهٔ پیوندی فرخنده، یکی از شاگردان شما مرا دعوت کرد تا از یک جشنوارهٔ وگان بازدید کنم و به سخنرانی "هدف از انسان بودن" گوش دهم. پس از شنیدن آن سخنرانی، احساس کردم که گویی روحم پاک شده است؛ خالص و درخشان! تمام تردیدهایی که زمانی ذهنم را پر کرده بودند، ناپدید شدند. در درونم، صدایی پیوسته مرا ترغیب میکرد: "وگان شو، وگان شو..." آن نوا همچون موسیقی ملایمی بود که برایم آرامش و شادی میآورد. احساس میکردم که گویی به شخصی کاملاً متفاوت تبدیل شدهام!خوشبختانه، شوهرم نیز از تصمیم من برای پیروی از رژیم غذایی وگان حمایت کرد! شاگردان شما با مهربانی مرا راهنمایی کردند که چگونه کتابهایتان را بخوانم و چگونه وگانیسم را با دقت فراوان تمرین کنم! هر روز برایم به تجربهای جدید تبدیل شد. چنان از صمیم قلب خوشحال بودم که با غرق شدن در عشق حقیقی 'خداوند' اشکم سرازیر شد!پیش از تشرف کوان یین، خواب دیدم که یک بودا از آسمان فرود میآید و در آسمان از ارابهای ابری استقبال میکند. پس از ادای احترام به ایشان، ذهنم سبک و رها شد، و سرشار از سعادت و شادی بود. از شادی غرق شده بودم، زیرا هرگز چنین سعادتی را پیش از آن تجربه نکرده بودم! پس از تشرف، دریافتم که خردمندتر شدهام و میتوانم سخنان مهربان و زیبای بسیاری بر زبان آورم. زندگی برایم بهراستی شگفتانگیز شد!پنج ماه پس از تشرف من، همسرم الکل را ترک کرد، رژیم غذایی وگان را پذیرفت، و تمایل داشت که او نیز تشرف بگیرد. از شادی در پوست خود نمیگنجیدم. هر روز با هم کتابهایتان را میخواندیم، آشپزی میکردیم، و افکارمان را دربارهٔ تعالیم بودا با یکدیگر در میان میگذاشتیم! اما او بهاندازهٔ من خوشاقبال نبود. نزدیک به روز تشرفش، متوجه شد که به سرطان لاعلاج مبتلاست! در سه ماه باقیمانده از زندگیاش، او قاطعانه از گوش دادن به پزشکان یا بستگانش خودداری کرد. او فقط میخواست من برایش غذاهای وگان بپزم و سخنرانیهای استاد را پخش کنم تا به آنها گوش دهد. او بسیار آرام و بدون درد از دنیا رفت. برای برآورده کردن آخرین خواستهاش، من برای مراسم تدفینش پیشکشی کاملاً وگان آماده کردم! پس از یک شب مراقبۀ کوان یین و دعا برای او، صبح روز بعد، هنگامی که در را باز کردم، احساس کردم که گویی او در بالاست، و به من لبخند میزند!از شما برای رحمت بیپایانی که به خانوادهام عطا کردید، سپاسگزارم! عهد میبندم که با پشتکار تمرین کنم تا شاگرد خوبی برای شما باشم! آرزو دارم همه مانند من هدف حقیقی انسان بودن را درک کنند! آنگاه 'جهان وگان'، و 'صلح جهانی' تحقق خواهد یافت، و شما خواهید توانست مدتی استراحت کنید! 'شما را بسیار دوست دارم!' شاگرد "نگوک آن" از آولاک (ویتنام)"نگوک آنِ" قدردان، شما واقعاً متبرک هستید که برکت الهی شامل حالتان شده است. تشرف گرفتن از یک استاد روشنضمیر در قید حیات موهبتی بسیار نادر است، که دری به روی مسیری میگشاید که موجودات بیشماری هنوز در آرزوی کشف آن هستند. باشد که شما و مردم مهربان آولاکی (ویتنامی)، همچنان در صلح و رفاه برای نسلهای آینده شکوفا شوید، تیم سوپریم مستر تلویزیونضمناً استاد پیامی محبتآمیز برای شما دارند: «نگوک آنِ اندیشمند، فقط خواستم بدانید که شوهر خوشاقبالتان، به لطف ایمان صادقانهٔ شما، الگوی شریفی که برایش بودید و شجاعتتان در پیمودن راه درست، هماکنون در «قلمرو جدید تیم کو تو» است. عشق عمیق شما به شوهرتان، اعتماد او به الوهیت را شکل داد و کمکش کرد تا آخرین نفس با الوهیت در ارتباط بماند و بدینسان به استاد کمک کرد تا روح او را نجات دهند. بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم که هنوز چنین همسر بهراستی وفاداری وجود دارد، دقیقاً همانگونه که در سنت ازدواج آولاکی (ویتنامی) انتظار میرود! متشکرم که به راهنمایی درونتان گوش دادید و با ارادهای قوی، انتخابهای زندگیتان را در راستای حمایت از سفر معنویتان و از روی شفقت نسبت به اشخاص- حیوان مظلوم دگرگون کردید. امیدوارم تعهد صادقانهتان به شیوۀ مثبتتری از زندگی الهامبخش بسیاری دیگر باشد که همین مسیر را در پیش گیرند، همانطور که الهامبخش همسر مهربانتان شد. باشد که شما و آولاک (ویتنام) دلانگیز، نهتنها در پیشرفت، بلکه در آگاهی نیز شکوفا شوید، و آن سرزمین به جایی بدل شود که در آن مهربانی ارج نهاده میشود، خرد پرورش مییابد، و هر زندگی محترم شمرده میشود. همیشه به یاد داشته باشید که تا ابد در آغوش عشق بیکران 'خداوند' هستید.»











